کاش وقتی 12 ساله بودم سران وسلاطین( captains and the kings) را نخوانده بودم. کاش وقتی 14 ساله بودم،مصاحبه با تاریخ اوریانا فالاچی را نخوانده بودم.کاش وقتی 18 ساله بودم،قلعه حیوانات و1984 را نخوانده بودم. کاش یکی از فراماسون های معروف ایران،نسبت دوری با ما نداشت ودرآخرین سال زندگیش عجیب ترین و تکان دهنده ترین چیزها را از او نشنیده بودم.آنوقت میتوانستم بگویم مبارزه با قدرت،خواب و خیال نیست،توهم نیست ورفتن در کام اژدها نیست.میتوانستم بگویم مردم اگر یکصدا و متحد بشوند قادر به انجام هرگونه تغییری هستند و در نهایت کلام ای کاش میتوانستم بگویم شرکت در انتخابات و رای دادن ثمری دارد،تاثیری دارد و تعیین کننده است.با همه این اوصاف وبا اینکه اینکه منطقا دلیلی ندارم اما باز هم فکر میکنم رای دادن بسیار بهتر از رای ندادن است.اگر فرض بر این باشد که سران قدرت از پیش بریده و دوخته اند و حضور مردم را تنها برای نمایش نیاز دارند ،باز هم حضور یکدست مردم میتواند تاثیرهای شگرفی داشته باشد.دوبار رای آوردن خاتمی ،اولین دلیل است و ماجراهای سال 88 دومین دلیل.از طرف دیگر رای ندادن مردم در انتخابات شورای شهر تهران،سبب روی کار آمدن افرادی شد که انتخابشان عتیقه ای بود به نام احمدی نژاد.و باز درصد پایین مشارکت مردم در انتخابات قبل از آن سبب رای آوردن ونهایتا ظهور پدیده ای شد به نام احمدی نژادیسم. نهایتا فکر میکنم داستان ما داستان مرغ ماهیخواری است که یک ماهی تیغ دار را بلعیده و خار پشت ماهی درگلویش گیر کرده است.پس اگر قرار است نهایتا بلعیده شویم،ای کاش سخت ترین وناگوارترین و گلوگیر ترین لقمه عالم باشیم
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسی