1) آی شمایی که در ایران هستید و فکر میکنید چون در بطن ماجرا هستید بهتر میدانید،اشتباه میکنید! این روزها فارغ از تلگرام و شبکه های اجتماعی فرصت داشتم اخبار و گزارش های خبری (این ور آب)را ببینم.آخرینش یک مستند بود درباره قالیباف.نه تنها خودش،که همسرش، فامیل های زنش،وده ها کارمند و مدیر وابسته به او و دها کارمند و مدیر غیروابسته به او(اما وابسته به قوه قضائیه) و از مصارف بودجه شهرداری در کجا ها و کجاها....باورکنید حالت تهوع پیدا کردم و نتوانستم ادامه بدهم...دانستن همیشه خوب نیست.خصوصا دانستن راز...دانایی انسان را تنها میکند.دانایی انسان را غمگین میکند و نهایتا افسردگی ثمره دانستن آنچه است که بهتر بود نمیدانستی.
2) این روزها عجیب دلتنگم..یک دلیل دیگر تنهایی و افسردگی،همرنگ جماعت نشدن و به اصول وباورهای خودت پایبند بودن است.کسی که همرنگ جماعت نشده باشد،آنقدر اقلیت ناچیزی است که در حقیقت تنهاست.چندی پیش مرور میکردم تک تک دوستان وآشنایان و قوم و خویش ها را.همه برای خودشان (کسی)شده اند و من همچنان همان (آقایی)که بودم مانده ام.اما در این مرور کردن دلیل پیشرفت آنها را هم مرور می کردم:اولی با خوردن ححق بچه های عقب مانده،دومی با فروش خانه های شمال شهر باسند قلابی به چند نفر،سومی با بالا کشیدن سهم الارث نزدیک ترین کسانش،چهارمی بارشوه گیری های نجومی....نه همان بهتر که من(کسی) نشدم.در این عالم هیچ کسی،همسروفرزندانی دارم که از صمیم قلب دوستم دارند و بستری دارم که شب ها سر راحت روی آن میگذارم:بدون عذاب وجدان و بدون دغدغه های آنچنانی
3)دلم (فرجود) معجزه میخواهد. نه معجزه آسمانی.مارشدن عصا و دوشقه شدن ماه به کار من نمی آیدوحتی اگرروی دهد بعید از سبب هدایت من به چیزی بهتر از این که هستم بشود.دلم معجزه زمینی می خواهد..دلم یک شادی غیر منتظره میخواهد که به یادم بیاورد من با همه بود و نبودم در این جهان،از یاد کائنات نرفته ام. افسوس که این روزها معجزات زمینی بسیار نشدنی تر از معجزات آسمانی هستندچیزی مثل اینکه ناگهان کسی بر در بکوبد و بگوید تو چهارمین نواده فلانی هستی؟ فلان ملک بعد از گذشت 150 سال به آخرین وارث فلانی میرسد که تو هستی. از مادرم میپرسم از آن همه خان و خان زاده که داستان هایش را برایمان میگفتی،کسی نمانده که چنین معجزه ای روی بدهد؟ مادرم با لبخند میگوید چرا خلیل آقا. در اینجا لاتاری یا همان بلیط های بخت آزمایی امکان برنده شدنشان یک به 16 ملیون است یعنی احتمال آن برابر 16 بار اصابت صاغقه در یک سال به شما است.به مادرم میگویم:فکر میکنم امکان برنده شدن لاتاری خیلی بیشتر از این باشد که خیری از خلیل آقا به ما برسد
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسی